السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

854

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

كنارزده‌شده‌ى موهوم و ديوارها و سقف فروريخته‌ى معدوم ، پس اعلميت مطلق براى حضرتش عليه السلام ثابت است ؛ بر پايه‌ى هر دو ديدگاهى كه درباره‌ى « علو » بيان شد . و انكار ابن‌حجرمكّى اين معنى را اساسى نيست . و اين سخن از او بسيار عجيب است ، و خود او در « المنح المكيّة » و « تطهير الجنان » به آن‌چه آورديم ، اعتراف كرده است . . . و گفته‌اش در آن دو كتاب پيشتر آورده شد . ديدگاه ابن‌حجر در تأويل « عَلىّ » : ابن‌حجر در « الصواعق » متعرّض تأويل « على » در اين حديث شريف شده و گفته است : « بعضى به تنهايى اين پاسخ شاذّ را داده‌اند كه لفظ علىّ در « علىٌّ بابها » از ريشه علوّ است بر پايه‌ى قرائت : « هذا صراط على مستقيم » با رفع و تنوين على آن‌گونه كه يعقوب قرائت كرده است . » پس در مورد اين تأويل به « شاذّ بودن » تعبير كرده و به باطل‌بودن و بىارزشى آن تصريح ننموده است . و پيش از اين پاسخ ما به اين تأويل در جواب سخن اعور بيان شد . به آن‌جا مراجعه كنيد . امّا در كتاب « المنح المكيّة » بر اين تأويل پاسخ داده و نيكو گفته است كه : بعضىها كه پژوهشى درباره‌ى شيعه ندارند چنين احتجاج كرده‌اند كه « علىّ » اسم فاعل از « علوّ » است ، يعنى درش بالاست و در دسترس هر كس نيست ، و اين نظر به سخنى بىپايه شبيه‌تر است ، به ويژه در روايتى كه ابن‌عبدالبر در استيعابش روايت كرده است : أنا مدينة العلم و على بابها فمن أراد العلم فليأته من بابه چون با دقّت نظر در اين روايت ترديدى در باطل‌بودن آن رأى باقى نمىماند . پس با اين از آن بهره گير . » فرموده‌ى خداوند متعال : « هذا صراط على مستقيم » در قرائت اهل بيت عليهم السلام امّا آيه‌ى شريفه‌اى كه ابن‌حجر در گفته‌اش به آن اشاره كرده است ، لفظ « على » در آن نام سرورمان حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام است - همان‌گونه كه در حديث : « من شهر دانش هستم . » چنين است پس « صراط » مضاف به « على » است . و اين قرائت